هنر نیکسن (Niksen) یا هنر هیچ کاری نکردن، هنری است که هلندیها به ارزش و اهمیت آن پی بردهاند و میکوشند با بهرهگیری از آن، خودشان را از منجلاب فرسودگی شغلی که در آن گرفتار شدهاند، نجات دهند.
در این مقاله تصمیم داریم در مورد هنر هیچ کاری نکردن حرف بزنیم، شیوه بهرهگیری از این تکنیک را آموزش دهیم و در نهایت مزایا و نگرانیهای احتمالی در مورد آن را بیان کنیم.
در صورتی که شما هم فرسودگی شغلی را تجربه کردهاید و هر از گاه، این تجربه سراغتان میآید، میتوانید با خواندن این مقاله، راه رویایی با این احساس طاقتفرسا را یاد بگیرید.
داستانی واقعی از زندگی خودم؛
چگونه به هنر نیکسن رسیدم و عاشقش شدم
سال 1396 تا 1398، دو سال بیوقفه، بیجمعهشنبه از خواب برمیخاستم، آسیمهسر و دستپاچه، صبحانهای میخوردم، لباس میپوشیدم و خودم را از خانه میانداختم بیرون. ساعت هفت نشده بود که در ایستگاه سرویس شرکت ایستاده بودم چشمبهراه مینیبوس. سوار میشدم و نیمساعت بعد شرکت بودم.
از ساعت هفت و نیم صبح تا هفت عصر، کارهای مختلف شرکت را انجام میدادم و پول خوبی هم بهم میدادند انصافاً. یک سال و نیم به همین روال ادامه دادم تا اینکه روزی در آینه به خودم نگریستم. دیدم چقدر خستهام و چقدر به زور از خواب برمیخیزم. حالم از خودم، زندگی و هر چه دور و برم بود به هم میخورد. ظرفیت روانیام ته کشیده بود و معطل بودم حرف نابهجایی از دهانی بیرون بپرد که بایستم به تخلیه روانی خودم!
روزی مادرم بهم گفت:
«خیلی پرخاشگر شدهای پسرم. خیلی کار میکنی. آخر این چه وضع زندگی کردن است؟ میخواهی سری به مشاور یا درمانگری بزنی؟»
به حکم ادب و احترام، پذیرفتم.
رفتم پیش درمانگر و آنچه در این هجده-نوزده ماه رخ داده بود، شرح دادم.
درمانگر که ریش پروفسوری سفید و خوشگلی داشت، درآمد که:
«پسرجان، داری با فرسودگی شغلی دست و پنجه نرم میکنی. باید فکری برای شغلت بکنی وگرنه در دام افسردگی فرو میغلتی!»
وقتی بحث را ادامه دادیم، سخن از راهکار به میان آمد. مشاور خبره و آگاه گفت:
«آیا با هنر نیکسن آگاهی؟ یا همان هنر هیچ کاری نکردن!»
من هم که واقعاً اطلاعی نداشتم، ازش خواستم اطلاعت بیشتر و کاملتری بدهد.
اینجا بود که مشاور خردمند و پخته، هنر نیکسن را به من آموخت و یادم داد که چگونه خودم را از برزخی که در آن گرفتار شدم، نجات دهم. البته دیری نگذشت که از آن شرکت بیرون آمدم و هنر نویسندگی را پیشه خودم کردم.
اکنون بهخوبی میبینم که دشواریهای اقتصادی، افراد بسیاری را دچار اضافهکاریهای بسیار و فرسودگی شغلی کرده است و دوست دارم راهکاری را که آموختم، در این مقاله توضیح دهم و شیوه استفاده از آن را بیان کنم.
امید که برای خوانندگان این مقاله، کارساز و راهگشا باشد و کمکشان کند که از زیر بار این فرسودگی طاقتفرسا بیرون بیایند.
هنر نیکسن یا هیچ کاری نکردن، دقیقاً چیست؟
یک تعریف درست و علمی
نیکسن (Niksen)، کلمهای هلندی است که از «Niks» به معنای «هیچ» ساخته شده است. در واقع «Niksen» یعنی «هیچ کاری نکردن». شاید در نگاه نخست، نیکسن، نوعی بیهودگی به نظر برسد؛ ولی مطالعات روانشناختی و مدیریت نشان میدهد که نیکسن، مفهومی مهم و کارساز است که فواید و مزایای مختلفی برای سلامتی جسم و روان انسان دارد.
اگر بخواهیم هنر هیچ کاری نکردن را به صورت علمی تعریف کنیم میتوانیم بگوییم:
«نیکسن، تخصیص آگاهانه زمان به عدم انجام کار مشخص است.»
در واقع هنر نیکسن به ما میآموزد که هر از گاه، زمان خود را به هیچ کاری نکردن اختصاص دهیم! این هیچ کاری نکردن به معنای «انجام دادن کارهای مورد علاقه» نیست. نیکسن یعنی «بیعملی مطلق.»
هنر نیکسن برای بعضی از افراد، حقیقتاً آزاردهنده و کشنده است. برخی یاد گرفتهاند که همیشه مشغول کاری باشند و سرشان را به کاری گرم کنند
به عنوان مثال بانویی خانهدار وقتی روی مبل نشسته و میخواهد قدری استراحت کند، ناگهان به این فکر میافتد که در این زمان بیکاری برخیزد و کتابهای فرزندانش را مرتب کند یا خانه را جاروبرقی بکشد.
نیکسن به چنین افرادی میگوید:
«چرا دمی استراحت نمیکنی؟
چرا قدری نمینشینی و به خودت اجازه نمیدهی که هیچ کاری نکنی؟»
نیکسن در عمل شامل کارهایی مثل «لم دادن روی کاناپه»، «قدم زدن در خیابان و تماشای مغازهها» یا «نشستن روی نیمکت یک پارک» میشود. توجه داشته باشید که «کتاب خواندن»، «تلویزیون دیدن» و «پرسه زدن در رسانههای اجتماعی مثل اینستاگرام»، نیکسن محسوب نمیشوند. تنها زمانی دارید نیکسن را تمرین میکنید که دست به هیچ کاری نزنید.
فرض کنید لب دریا هستید. اگر بخواهید نیکسن را پیاده کنید، میتوانید در ساحل قدم بزنید، آفتاب بگیرید یا در مناطق امن، تنی به آب بزنید. اگر در خانه هستید، میتوانید جایی دراز بکشید و ذهنتان را آزاد بگذارید تا به هر جایی که خواست سرک بکشد.
فرق هنر هیچ کاری نکردن با بیکاری و مراقبه (مدیتیشن) چیست؟
بیکاری، هنر نیکسن و مراقبه یا مدیتیشن از چند جهت با هم فرق دارند که در ادامه به صورت مختصر و مفید تفاوتشان را توضیح میدهیم:
- هنر هیچ کاری نکردن و مدیتیشن، دو عمل اختیاری هستند؛ ولی بیکاری، نوعی اجبار است.
- هدف از مراقبه، رسیدن به تمرکز، خودآگاهی و کاهش استرس است؛ ولی هدف از هیچ کاری نکردن، استراحت، آرامش، خلاقیت و رهایی از فرسودگی شغلی است. این در حالی است که آدم در مواقع بیکاری، بیشتر دنبال کار یا شغلی میگردد که انجام دهد.
- در هنگام مراقبه معمولاً روی تنفس خودمان تمرکز میکنیم یا به صدایی خاص گوش میسپاریم و سعی میکنیم ذهن خود را روی یک نقطه، متمرکز نگه داریم؛ اما در هنگام تمرین کردن نیکسن، جایی مینشینیم یا قدم میزنیم و ذهن خود را آزاد میگذاریم تا دقایقی، سرگردانی را تجربه کند.
- با مراقبه و هنر نیکسن، از نظر مالی آسیب نمیبینیم؛ ولی بیکاری میتواند با آسیب مالی همراه باشد.
- مراقبه و هنر هیچ کاری نکردن به رشد و شکوفایی شغلی ما کمک میکنند؛ ولی بیکاری ممکن است چنین پیامدی به همراه نداشته باشد.